سلام دوباره اومدم البته برای فرصتی کوتاه که ارتباط با صفحه جهان گسترمان قطع نشود
در عمق وجود من بنگر که چه ویران است
بیرون و درون من از غصه چه گریان است
در قالب طنز اما یک سینه پر از دردم
از آتش در قلبم اندوه فراوان است
ای داد که از اول آغاز نکردم من
بسم الله و نام اوآغاز بهاران است
در خاطره ام مانده است شب های کنار هم
دیگر نبود جز عکس در خاطر دوران است
هم عاشق و هم رسوا اینگونه شکستم من
خوش زی به سلامت باش دیوانه به زندان است
دف می زنم و رقصم می سرکشم و مستم
شوریده کنون آمد در حلقه مستان است
اخه اگه خدا بخواد برای کنکور سال بعد دارم اماده میشم
....ولی نظرای قشنگ شما رو می خونم
!!
!قطعه ای تقدیم به شما:
((خرابی وزن را ببخشید و بگذارید به حساب اختیارات شاعری))
1
